ايرانيان نهان روش
اكنون گروهي كه مخالفند، بيآنكه بخواهند از دواير اداري يا مراكز فرهنگي استعفا بدهند، در كمين فرصتي هستند تا به موافقان صدمهاي بزنند يا حتي آنها را از سر راه بردارند و... در يك كلام، دشمنيهاي پنهان، اكنون برملا شدهاند و بيگمان روز به روز بيشتر از پيش برملا خواهند شد.
گروهي از موافقان قدرتمند دولت ميتوانند به حذف مخالفان خود اقدام كنند، مخالفان قدرتمند نيز ميتوانند موافقان دولت را محدود كرده يا از دايره اقتدار خود بيرون برانند. به هر حال هر دو فريق بر اساس ميزان توانمندي و نفوذ و زيركي خويش، سعي ميكنند حريف خود را از پا دراندازند، لاجرم آب روز به روز گلآلودتر خواهد شد و فرصتسوزي همچون افق آينده سر بر خواهد آورد.
هماكنون نهتنها پيروان هر دو جناح و دلبستگان به احزاب، علنا در كشاكش با يكديگر بهسر ميبرند، بلكه شاعران و نويسندگان و هنرمندان ديگر، آشكارا يكديگر را به ارتجاع و مزدوري خويش و بيگانه متهم ميكنند و فحش و ناسزا مهمترين گفتار غالب است و دوستان پارسال، امسال از يكديگر به الفاظ و عباراتي ياد ميكنند كه نشاندهنده خاستگاه اصلي هر دو فريق است.
اين خاستگاه حتي اگر مردمي شمرده شود، ضد فرهنگ، ضد دين، ضد دانش و محض بيهويتي است. در اين كارزار پنهان كه هر آن ممكن است به كشاكشي عظيم بدل شود، آنچه از هيچ سو مورد عنايت قرار نميگيرد، انصاف و مروت و ادب و اخلاق و منش و بينش و تفكر و هنر است.
اكنون معيار ارزيابي عام و خاص، مخالف يا موافقت است. تو هركه باشي، هر سابقهاي داشته باشي، در هر جايگاهي كه باشي، يا مخالف دولت هستي يا موافق آن.يا سبزي يا سبز نيستي و... .
اما ايراني، ايراني صاحبمنش، ايراني گرفتار مانده در چنبره معاش متزلزل، خواسته و ناخواسته «نهان روش» است و نهتنها به هيچ حزب و گروهي دلبسته نيست، بلكه ناگريز از همزباني با مخالفان و موافقان است و جز آينگي كردن چارهاي ندارد.
ممكن است سياستزدگان مخالف و موافق، اين آينگي و نهانروشي را به انفعال نسبت كنند و بگويند شرط مبارزه، ورود فعال به عرصه تنازع و كشاكش است. اما اهل تفكر ميدانند كه صورت غالب ايرانيان همواره با همين شيوه، خود و فرهنگ خود را پاس داشتهاند.
ورود به عرصه كارزار سياسي نه رجوعي به اسلام دارد. نه پايگاهي در دموكراسي كه گويا جمهوريت نظام به هرحال كم يا بيش آن را يادآور ميشود. مطلب چندان پيچيده نيست، جناحي رأي نياورده و احتمال ميدهد كه حتي مصلحتانديشيهاي قويترين حاميان وي، نتواند كاري از پيش ببرد و از اين پس در هيچ انتخاباتي تأييد صلاحيت نشود و اعضاي آن نه اجازه نمايندگي مجلس پيدا كنند و نه براي رييسجمهور شدن امكان فعاليت به آنها داده شود.
جناح ديگر غالب شده و با تمام وسع خود ميكوشد كه مانع سربرآوردن حريف خود باشد. اين يك به اسلام استناد ميكند و آن يك به جمهوريت، لاجرم از گرايندگان به يكي از اين دو وجه به حمايت از جناح مورد علاقه يا بهتر بگوييم به حمايت از آرمان پنهان خود برميخيزند و دامنه كشاكش گستردهتر ميشود. اما اگر اين كشاكش، نزاع بر سر قدرت سياسي و اقتصادي باشد.
شركت در آن از طرف اهل فرهنگ سياستزدگي است و سياستزدگي در سي سال اخير، راهي به هيچ دهي نبرده است. دولتها ميآيند و ميروند و اهل سياست به اقتضاي كار و كياي خود، دگرديسي پيدا ميكنند، اما فرهنگ... . دريغا كدام فرهنگ؟
بگذاريم و بگذريم، معيار ارزيابي حق و باطل در سياست براي امثال بنده، ساحت ولايت است و هرگاه به خطا برويم، با رجوع به رأي و نظر سيدنا القائد، به جايگاه اصلي خود رجوع ميكنيم، اما با تأسف بسيار ميگويم كه مخالف، ولايت را هدف گرفته است و موافق به جاي اينكه خود را سپر ولايت قرار دهد، آن را سپر حفظ خود و موقعيت خود كرده است. به كجاي اين شب تيره بياويزم قباي ژنده خود را؟

ماعکس تورابه کوی ومیدان زده ایم